کلسترول ترکيب مومي، چربي مانندي است که در بيشتر غذاها، در جريان خون و در سلولهاي بدن يافت مي شود. کلسترول براي تشکيل و حفظ غشاهاي دشتينه اي، تشکيل هورمونهاي جنسي، تبديل به ويتامين D در پوست ضروري مي باشد. 85 درصد ميزان کلسترول خون درونزاد هستند يعني تمام کلسترولي که به آن نياز داريم در کبد ساخته مي شوند. 15 درصد ديگر از منابع خارجي از قبيل مصرف غذا بدست مي آيد. ممکن است بعضي افراد با مصرف غذايي بالا داراي کلسترول پائين باشند و بالعکس افرادي با مصرف غذايي پائين داراي کلسترول بالا باشند. بنابراين سطح کلسترول موجود در خون با مصرف زياد کلسترول و چربيهاي اشباع شده در مواد غذايي افزايش مي يابد که سبب آترواسکلروز يا تصلب شرائين مي گردد يعني سبب تنگي يا گرفتگي رگهاي خوني مي شود. اگر شريان اکليلي قلب مسدود گردد، سکته قلبي رخ مي دهد. از آنجائيکه کلسترول مربوط به طبقه ملکولهايي بنام استروئيدها هستند نوع کلسترول بد يا خوب مربوط به نوع ملکول حاملي است که کلسترول را حمل مي کند. چنين ملکولي از پروتئيني بنام apoproteins ساخته مي شود که براي بدن ضروريست. زمانيکه چنين apoprotenis هايي با کلسترول ترکيب مي شوند تشکيل ترکيبي بنام ليپو پروتئين را مي دهند. چگالي چنين ليپو پروتئينهائي توسط مقدار پروتئين موجود در ملکول تعيين مي گردد. کلسترول بد داراي ليپو پروتئين کم چگالي يا LDL مي باشد. مقدار زياد چنين LDL هايي تصلب شرائين را به همراه دارد. کلسترول خوب داراي ليپو پروتئين پرچگالي يا HDL است يعني ليپو پروتئينهايي که در از بين بردن کلسترول در بدن نقش اساسي دارند. گروه ديگري از ملکولهاي حامل بنام VLDL يا ليپو پروتئينهاي خيلي کم چگالي وجود دارد که بعد از ورود تري گلسريد به عضلات و بافت چربي به LDL تبديل مي گردند. ميزان HDL ، LDL و کلسترول کلي، نشانگر ريسک تصلب شرائين و حمله قلبي است. يعني افرادي که داراي ميزان کلسترول 275 يا بيشتر هستند با وجود ميزان HDL مناسب مستعد حمله قلبي هستند. علاوه بر آن افرادي که داراي ميزان کلسترول معمولي هستند اما ميزان HDL آنها پائين است نيز در معرض حمله قلبي قرار دارند. عوامل تاثيرگذار بر روي کلسترول عبارتند از: رژيم غذايي که شامل مصرف مواد غذايي داراي چربيهاي اشباع شده بالا و مصرف غذاهايي که داراي کلسترول بالايي هستند مي باشد. سن وسال ، با بالا رفتن سن کلسترول نيز افزايش مي يابد. وزن ، افرادي که داراي وزن زياد هستند مستعد دارا بودن کلسترول خون مي باشند همچنين چنين افرادي مي توانند داراي ميزان HDL پائيني نيز باشند. جنس ، مردها نسبت به زنان داراي ميزان LDL بالا و HDL پائين تري هستند و به ويژه قبل از سن 50 سالگي، توارث ، بيماريها، نحوه زندگي ...
ادامه دارد...
یا حق![]()
من مرگ را شبانه دیده ام
روز در پی شب می روم
مرگ را در شب، زیبا دیده ام
در روز عاشقانه در پی شب می روم
چشمان مرگ می درخشید،
درخشش زیبای او مرا همراه می برد
در شب احساس کردم مرگ مرا نظاره می کند
در روز با عشق دنبال معشوق می روم
در چهره مرگ تصویر خطر را نمی بینم
با خطر دنبال او می روم
لحظه فرا رسیدن شب ساز تنبک را به صدا در می آورم،
لباس قشنگ خود را به تن می کنم،
دستانم به زیبایی دستان او نیست
لذا، با دستان قشنگ او سیب را به دهان می برم
چشمانم قدرت بینایی او را ندارد
ولی، با چشمان زیبای او همه چیز را می بینم
صوت زیبای او افکارم را در هم می ریزد
وصدای زیبای او،
دستگاه تارم را در هم می شکند
و من با شکستن تار،
صوت حقیقت را می بینم!!!
تپش قلبش آهنگ حیات را داشت
ومن با آهنگ رسای او آرزو و خیالی را نمی بینم
پاهایم قطع بود
کمی دقت کردم،
بجای پای من پای مرگ را استوار می دیدم!!
و من در اوج همه قدرتها،
پس من با مرگ زندگی می کنم.!!!!!!!
امیدوارم همه با امید به زندگی نگاه کنید
یا حق![]()
بادام علاوه بر داشتن فواید زیاد، نیاز بدن به ویتامین E را به طور کامل برطرف می کند.
نشریه انجمن تغذیه آمریکا نوشت: مصرف مقداری بادام در روز موجب افزایش میزان پلاسمایی ویتامینE می شود و مقدار ویتامین را در گلبول های قرمز افزایش می دهد.
بادام همچنین در کاهش میزان کلسترول خون موثر است. محققان توصیه می کنند کسانی که از کمبود ویتامینE نگرانند، می توانند با مصرف مقداری بادام در روز این کمبود را به طور کامل جبران کنند.
اين مطلب رو هم بخون، به دردت ميخوره.
يا حق![]()
وقتي سر کلاس درس نشسته بودم تمام حواسم متوجه دختري بود که کنار دستم نشسته بود و اون منو "داداشي" صدا مي کرد .
به موهاي مواج و زيباي اون خيره شده بودم و آرزو مي کردم که عشقش متعلق به من باشه . اما اون توجهي به اين مساله نميکرد .
آخر کلاس پيش من اومد و جزوه جلسه پيش رو خواست . من جزومو بهش دادم .بهم گفت :"متشکرم "و گونه من رو بوسيد .
ميخوام بهش بگم ، ميخوام که بدونه ، من نمي خوام فقط "داداشي" باشم . من عاشقشم . اما... من خيلي خجالتي هستم ..... علتش رو نميدونم .
تلفن زنگ زد .خودش بود . گريه مي کرد. دوست پسرش قلبش رو شکسته بود. از من خواست که برم پيشش. نميخواست تنها باشه. من هم اينکار رو کردم. وقتي کنارش رو کاناپه نشسته بودم. تمام فکرم متوجه اون چشمهاي معصومش بود. آرزو ميکردم که عشقش متعلق به من باشه. بعد از 2 ساعت ديدن فيلم و خوردن 3 بسته چيپس ، خواست بره که بخوابه ، به من نگاه کرد و گفت : "متشکرم " و گونه من رو بوسيد .
ميخوام بهش بگم ، ميخوام که بدونه ، من نمي خوام فقط "داداشي" باشم . من عاشقشم . اما... من خيلي خجالتي هستم ..... علتش رو نميدونم .
روز قبل از جشن دانشگاه پيش من اومد. گفت : "قرارم بهم خورده ، اون نميخواد با من بياد" .
من با کسي قرار نداشتم. ترم گذشته ما به هم قول داده بوديم که اگه زماني هيچکدوممون براي مراسمي پارتنر نداشتيم با هم ديگه باشيم ، درست مثل يه "خواهر و برادر" . ما هم با هم به جشن رفتيم. جشن به پايان رسيد . من پشت سر اون ، کنار در خروجي ، ايستاده بودم ، تمام هوش و حواسم به اون لبخند زيبا و اون چشمان همچون کريستالش بود. آرزو مي کردم که عشقش متعلق به من باشه ، اما اون مثل من فکر نمي کرد و من اين رو ميدونستم ، به من گفت :"متشکرم ، شب خيلي خوبي داشتيم " ، و گونه منو بوسيد .
ميخوام بهش بگم ، ميخوام که بدونه ، من نمي خوام فقط "داداشي" باشم . من عاشقشم . اما... من خيلي خجالتي هستم ..... علتش رو نميدونم .
يه روز گذشت ، سپس يک هفته ، يک سال ... قبل از اينکه بتونم حرف دلم رو بزنم روز فارغ التحصيلي فرا رسيد ، من به اون نگاه مي کردم که درست مثل فرشته ها روي صحنه رفته بود تا مدرکش رو بگيره. ميخواستم که عشقش متعلق به من باشه. اما اون به من توجهي نمي کرد ، و من اينو ميدونستم ، قبل از اينکه کسي خونه بره به سمت من اومد ، با همون لباس و کلاه فارغ التحصيلي ، با گريه منو در آغوش گرفت و سرش رو روي شونه من گذاشت و آروم گفت تو بهترين داداشي دنيا هستي ، متشکرم و گونه منو بوسيد .
ميخوام بهش بگم ، ميخوام که بدونه ، من نمي خوام فقط "داداشي" باشم . من عاشقشم . اما... من خيلي خجالتي هستم ..... علتش رو نميدونم .
نشستم روي صندلي ، صندلي ساقدوش ، توي کليسا ، اون دختره حالا داره ازدواج ميکنه ، من ديدم که "بله" رو گفت و وارد زندگي جديدي شد. با مرد ديگه اي ازدواج کرد. من ميخواستم که عشقش متعلق به من باشه. اما اون اينطوري فکر نمي کرد و من اينو ميدونستم ، اما قبل از اينکه از کليسا بره رو به من کرد
و گفت " تو اومدي ؟ متشکرم"
ميخوام بهش بگم ، ميخوام که بدونه ، من نمي خوام فقط "داداشي" باشم . من عاشقشم . اما... من خيلي خجالتي هستم ..... علتش رو نميدونم .
سالهاي خيلي زيادي گذشت . به تابوتي نگاه ميکنم که دختري که من رو داداشي خودش ميدونست توي اون خوابيده ، فقط دوستان دوران تحصيلش دور تابوت هستند ، يه نفر داره دفتر خاطراتش رو ميخونه ، دختري که در دوران تحصيل اون رو نوشته. اين چيزي هست که اون نوشته بود :
" تمام توجهم به اون بود. آرزو ميکردم که عشقش براي من باشه. اما اون توجهي به اين موضوع نداشت و من اينو ميدونستم. من ميخواستم بهش بگم ، ميخواستم که بدونه که نمي خوام فقط براي من يه داداشي باشه. من عاشقش هستم. اما .... من خجالتي ام ... نيمدونم ... هميشه آرزو داشتم که به من بگه دوستم داره.
اي کاش اين کار رو کرده بودم ................. با خودم فکر مي کردم و گريه !
اگه همديگرو دوست داريد ، به هم بگيد ، خجالت نکشيد ، عشق رو از هم دريغ نکنيد ، خودتونو پشت القاب و اسامي مخفي نکنيد ، منتظر طرف مقابل نباشيد، شايد اون از شما خجالتي تر و عاشق تر باشه.
يا حق![]()
تو مث یه سر پناهی واسه عابر غریبه
مث چشمای قشنگی که تو حسرت یه سیبه
چشمه چشمای نازت مث اشک من زلاله
مث زندگی رو ابرا، بودنت با من محاله
یه روزی بیا تو خوابم، بشو شکل یه ستاره
توی خواب دختری که هیچ کسو جز تو نداره.
امیدوارم جبران غیبت ۱۰ روزه ام شده باشه
يا حق![]()
به نظر شمام قشنگه؟

یا حق![]()
جواني، موهبتي از جانب خداوند است. جواني، ثروتي است كه انسان بايد آن را جز دربهاي بهشت، خرج نكند. پس خوشا به حال آنان كه جواني را قدر ميدانند و اين گوهر گرانبها را در راه سعادت خويش، به كار ميگيرند. ضمير جوان، آینه پاكيهاست؛ آینه اي كه هنوز گردي از گناهان بر روي آن ننشسته است. نگاه جوان، پنجره اي است كه رو به سوي افقهاي روشن گشوده شده است.پنجره اي كه آفتاب حقيقت را مي نوشد.
دل جوان، رودخانه اي است كه مي خواهد تمام سنگها و صخره ها را در نوردد و از تمام دشتها و دره ها بگذرد تا به آستانه دريا قدم نهد. خيال جوان، نسيم پويايي است، كه مي تواند به هر جا سفر كند و كرانه ها را كشف كند. جوان، همواره در جستجوي چشم اندازهاي روشن است. جوان، همواره در پي تجربه و تماشاست. پس بايد هميشه، دريچه هاي «شهود» را بر روي جوان باز نگاه داشت. و فانوس «ايمان» را به دست او داد. و گلهاي لبخند را به او تعارف كرد.
جواني
جواني، دوره طوفاني عمر است. جوان اگر چه از مرحله نوجواني كه دوره آشوب شديد است بيرون آمده و به دنياي آرامش نسبي وارد شده است، اما همچنان مثل آتش، برافروخته و شعله ور است. جواني، دنياي تحول است؛ دنياي بحران و دنياي تغيير و تحولات جسمي و غريزي كه سبب بروز حالات روحي و دگرگوني عواطف مي شود. جواني سن توقعات جديد و حتي از نگاهي مي توان گفت: سن پرتوقعي ها، طغيان و اميال و رغبتهاست؛ از اين رو بايد به جواني و جوانان با نگاهي خاص و ژرف نگريست.
سازندگي كشور در نشاط جواني
جوان، كانون شور و هيجان، مركز نشاط و سلامت، قلب تپنده و سرمايه آينده يك ملت است؛ از اين رو در برنامه ريزيها و سياستهاي فرهنگي و اجتماعي توجه ويژه اي به اين نسل مي شود و دولتها براي بهره برداري صحيح و استفاده مطلوب از نيروها و استعدادهاي جوانان در امور مختلف سازندگي و اداره كشور، تمام تلاش خود را به كار مي گيرند كه شور و نشاط و تواناييهاي جوانان را، سالم و سازنده براي رفع نيازها و رفاه و آسايش حال و آينده جامعه هدايت كنند.
جوان سرمايه ملي هر كشور
نسل جوان، از آسيب پذيرترين و حساس ترين نيروهاي هر کشور است. جوانان، از گذشته هاي دور همچنان شكار خوبي براي دشمنان اسلام و انقلاب بوده اند. دشمنان انقلاب، امروز به خوبي دريافته اند كه غارت و چپاول منابع مادي و معنوي ملل جهان سوم خصوصاً كشورهاي اسلامي، منوط به تحريف فرهنگ و ارزشهاي ملي و مذهبي و از سوي ديگر تحميل نگرش غربي و سرانجام اشاعه فساد و بي تفاوتي ميان مردم به ويژه نسل جوان است. از اين روست كه ژرف نگري و دقت در امور جوانان و رفع نيازمنديهاي فكري و معنوي آنان اهميت بيشتري مي يابد.
الگوي نسل جوان
نسل جوان هميشه به دنبال الگوي مناسب خود بوده و براي يافتن آن، دو شعار گفتار و عمل را پيش رو قرار داده و به دنبال الگويي است كه به گفته هاي خودش جامه عمل بپوشاند. اگر نسل جوان بين گفتار و كردار الگوي خود تضاد و تعارض ببيند نمي تواند به او اعتماد كرده و از انديشه هاي او پيروي كند.
همچنان كه راز استقبال و روي آوردن جوانان به امام خميني (ره) را بايد در اهل عمل بودن ايشان جست و جو كرد؛ چرا كه جوانان مي ديدند كه امام (ره) تنها سخن نمي گويد بلكه قبل از سخن گفتن خود به آن عمل مي كند.
رشد يا انحراف
پيدايش سوالات جديد و نيازهاي تازه، نشانه انحراف و انحطاط فكري و زائيده هوسهاي نسل جوان نيست، بلكه نشانه رشد و حيات يك جامعه زنده است؛ البته به شرط آن كه انديشمندان و فرهنگ گستران به وظيفه خود در پاسخگويي و رفع نيازهاي اين نسل به خوبي عمل كنند، چون تنها پيدايش سؤال، علت رشد فكري در جوان نيست، بلكه مي بايست به سؤالاتشان جواب صحيح نيز داده شود تا رشد فكري جوان در خط پوچي و گمراهي نباشد. همانطور كه حضرت علي (ع) مي فرمايد: «ذهن جوان اگر با مطالب حق پر نشود، با مطالب ناحق و پوچ پر مي شود؛ از اين رو شايسته است اندنيشه و تفكر جوانان را با مطالب منطقي و صحيح غني سازيم تا نتيجه آن رشد صحيح فكري جوان باشد.»
درمان دغدغه هاي جوان
شناخت دردها و دغدغه هاي فكري نسل جوان ضروري است. بايد دانست كه دردها هميشه نشانه بيماري نيست، بلكه گاه نشانه بيداري نيز هست. براي درمان، بايد اين نسل نوخواسته را بشناسيم و مزايا و عيبهايش را بدانيم، چه آن كه چاره كردن اين مشكلات بدون در نظر گرفتن مزايا و بدون احترام گذاشتن به آنها ميسر نيست. با بي اعتنايي به اين امر محال است كه بتوانيم با نسل جوان ارتباط چاره جويانه، مناسب و منطقي برقرار كنيم. عدم برخورد منطقي و آگاهانه، نسل جوان را به انحراف كشانده و آنها را به مكاتب و انديشه هاي منحرف سوق مي دهد.
جوان و نياز
بدون ترديد در بين همه مراحل عمر آدمي، هيچ مرحله اي به اهميت مرحله جواني نيست. واژه جوان يادآور حياتي پر از نشاط و همراه آن تلاش و كوششي در عرصه هاي حيات سياسي، اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي است. جوان مجموعه اي از استعدادهاي شكوفا شده و فشرده از نيروهاي ذخيره شده آماده به كار و نام و عنوانش يادآور اميدها و آرزوهاست. دامنه و نوع نيازهاي جوان ممكن است فطري يا اكتسابي، طبيعي يا غيرطبيعي باشد. به هر حال انواع نيازها و پيدايش آن در جوانان، عامل تحرك و جنبش و سببي براي دستيابي به رشد، تامين سلامت جسم و روان و شادابي و نشاط آنان است و بايد مورد توجه همه برنامه ريزان فرهنگي كشور قرار گيرد.
نياز اجتماعي و فرهنگي
جوان، خود را عنصري از جامعه و نيازمند معاشرت و همدلي مي داند و مي خواهد به خانواده، كانون يا گروهي وصل باشد. جوان، نيازمند زندگي در اجتماع و مشاركت در فعاليتهاي جمعي است. خود را نيازمند به ادب و اخلاق در روابط اجتماعي مي شناسد و به محيطي امن، جامعه اي سالم، افرادي وفادار و پاي بند به حق محتاج است. او دوستدار قداست هاست، خواهان ظرافت و هنرورزي در كارها و داشتن زمينه اي جهت ابداع و اختراع و در سايه آن نام و آوازه است. از اين رو براي شناخت جوان، بايد نيازهايش را شناخت و تواناييهايش را كشف كرد.
ستايش خواهي جوان
جوان شيفته تحسين و تمجيد است. به ستايش ها دل مي بندد و حاضر است خود را فداي كسي كند كه صلاحيت و شايستگي او را تاييد كرده و يا به تعريفش پرداخته است؛ به همين دليل جوان براي كسي كه او را ستايش مي كند بيشتر از ديگران سرمايه گذاري مي كند؛ از اين رو، شايسته است با ستايش هاي تشويق كننده و به جا در هدايت فكري و روحي جوانان بكوشيم.
جوان و اشتغال
جوان، خواستار شغلي است كه در سايه آن بتواند استقلال خود را در عرصه اقتصادي تامين كند و اين براي او يك نياز و در عين حال يك درخواست است. چه بسيارند مشكلات و نابساماني هايي كه از بيكاري و تنبلي ناشي مي شوند. جوان خواستار شغل است ولي نه هر شغلي، بلكه آن كار و شغل كه در سايه آن حرمت و آبروي او محفوظ بماند. او نمي تواند با امر و نهي ديگران زندگي كند و نمي تواند سليقه خود را در خريد اسباب و مايحتاجش ناديده بگيرد و همه اين موارد وقتي براي او محقق مي شود و وقتي جوان را قانع مي كند كه او از نظر اشتغال، مشكلي نداشته باشد. امروز مساله اشتغال جوانان، از دغدغه هاي فكري مسؤلان سياسي و فرهنگي هر كشور است.
دانشگاه، هدف يا وسيله
بسياري از جوانان، آينده خود را از دريچه دانشگاه مي نگرند. در نظر آنان دانشگاه كانوني است كه اميدها، آرزوها و آرمان هايشان بدان جا ختم مي شود. چنان چه جوان به دانشگاه راه يابد و پيوند او با دانشگاه برقرار شود. گويي بخش ديگري از هويت اجتماعي اش تكوين مي يابد، در اين صورت براي مدت كوتاهي، دغدغه اي از جهت هدف زندگي و جايگاه اجتماعي خود ندارد؛ اما پس از گذشت مدتي از ورود به دانشگاه، همه چيز برايش عادي شده و اين سؤال مطرح ميشود كه من به عنوان يك جوان، غير از دانشجو چه چيزي هستم؟بدون جواب ماندن پرسشهاي اساسي، احساس بي هويتي او را رنج ميدهد؛ اما اگر دانشگاه نه به عنوان يك هدف، بلكه به منزلة وسيلهاي براي جوان، مطرح باشد خطر فقدان هويت او را آزار نخواهد داد.
زندگي مشترك
از مراحل مهم زندگي، اقدام به تشكيل خانواده است كه غالباً در آغاز جواني تحقق مييابد. اگرچه ريشه ازدواج، يك نياز روحي و رواني است اما اين رويداد همچون يك منشور، ابعاد مختلفي دارد،كه از جمله ميتوان به يافتن هويت اجتماعي اشاره كرد. جوان، زماني مي تواند به يك ازدواج موفق و پايدار اقدام كند كه ابتدا درك صحيحي از خويشتن و هويت فردي خود داشته باشد و علاوه بر آن، برداشت منطقي و استواري از معنا و مفهوم زندگي، ازدواج و شريك زندگياش، كسب كند. در اين صورت، ازدواج مي تواند در تكوين و تكامل هويت اجتماعي جوان مؤثر باشد.
هويت ديني
فرهنگ اسلام، جوان را در جايگاهي ارزشمند و بلند قرار داده و تعابير والايي را در شأن او آورده است. دين اسلام، جوان را به ملكوت نزديكتر از ديگران مي داند و معتقد به تكريم و بزرگداشت اوست. در حديثي از رسول اكرم (ص) آمده كه فرمودهاند:
فضيلت جوان عابد كه از آغاز جواني عبادت كند بر پيري كه وقت كهولت به عبادت بپردازد، همانند فضيلت پيغمبران بر ديگر مردمان است.
جوان در نگاه احاديث و بزرگان
حضرت رسول (ص) ميفرمايند: خداوند بر وجود جوان عبادت پيشه بر ملائكه مي نازد و مباهات مي كند. پيامبر خدا (ص) همچنین ميفرمايند: خداوند جواني را كه جوانيش را در بندگي خدا بگذراند دوست مي دارد.
به مناسبت روز جوان تقدیم شدبه تمام جوانان این سرزمین
یا حق![]()
لالالا دونه هاي سرخ گيلاس
چه چشمايي داري تو رنگ الماس
لالالا عاشقونه زير بارون
به ياد زلفاي بي تاب مجنون
لالالا عاشقاي خيس گريه
دروغي خنده و راستي گلايه
لالالا عاشقي از بي حواسي
جاي مهر و محبت ناسپاسي
لالالا رفتناي تا هميشه
تموم شد قصه ي فرهاد و تيشه
لالالا قصه ي درد كلاغه
كه عمرش رو گذاشت پاي علاقه
لالالا قايق و دريا و پارو
يه تخت راحت از چوباي گردو
لالالا فال قهوه توي فنجون
همش مي پرسم از برگشتن اون
لالالا خواباي آروم و رنگي
كنار بوته هاي توت فرنگي
لالالا رؤياهاي پرتقالي
هزار تا آرزو اما خيالي
لالالا با تو بودن تا قيامت
نگو نه خوندم از چشمات ندامت
لالالا خواب من آشفته تر شد
تو رفتي و دل من در به در شد
لالالا خواب بدون تو حرومه
ديگه كار من و قلبم تمومه
دم آخر نوشتم به لالايي
شايد پيغام بدي اين بار كجايي
لالالا بي وفا چشماتو تر كرد
يه بار موند و هزار بارم سفر كرد
لالالا موقع رفتن به من گفت
واسه برگشتنش كلي خبر كرد
لالالا خوش باشي رؤياي نازم
ديگه نيستم واست شعري بسازم
فداي اون چشماي بي وفات شم
ديگه رفتم كه راس راسي فدات شم
لالالا شمع و شمعدون و شكايت
مي ميرم من واست تا بي نهايت
شعر از: مریم حیدرزاده
|
چرا به عاشقي بي زوال! خون نشوم؟ |
|
نساختند مرا تا كمي جنون نشوم |
|
سپردهاند كه با شور خود كسي باشم |
|
سپردهاند كه با عقل خود زبون نشوم |
|
مرا پس اي همه غافل! چه نسبتي با عشق؟ |
|
اگر به شربت اين تيغ رهنمون نشوم |
|
هنر نبود معطل شدن، عبث ماندن |
|
هنر دمي است كه پابست چند و چون نشوم |
|
دعا كنيد كه تا هستم و نفس باقي است |
|
سواره باشم، از عشق سرنگون نشوم |
اين هم يك شعر براي شما
يا حق![]()
تحقیقات انجام شده بار دیگر تأیید کردند که محصولات دریایی در مقابله با بیماریهای قلبی ، کنترل دیابت و افسردگی موثر هستند .چرا که میزان چربی ، کالری و کربوهیدارت های موجود در این محصولات کم است . متخصصین تغذیه مصرف حداقل 2بار در هفته از غذاهای دریایی را به مردم توصیه می کنند . مصرف رژیم غذایی سرشار از اسید چرب امگا-3حاصل از ماهی در سلامت قلب ، بهبود انعطاف پذیری مفاصل ورشد مغز بسیار موثر است . مواد موجود در اسیدهای چرب امگا -3می توانند به کنترل دیابت کمک کرده ، خطر ابتلا به رماتیسم مفصلی را کاهش داده و با افسردگی مقابله کنند.
اینم مطلب جدید بخونید و استفاده کنید
يا حق![]()
پليس ايران اعلام کرده است که در بهار و تابستان امسال نسبت به پوشش زنان در پايتخت سختگيری خواهد کرد. فرمانده پليس تهران گفته است که پليس با آنچه که او 'ظاهر نامناسب و پوششهای غيرمتعارف که با عفت عمومی مغايرت دارند' خوانده است برخورد می کند.
در سالهای گذشته، با پايان فصل بهار و آغاز تابستان، برخوردهای سختگيرانه تری از سوی پليس با دختران و زنانی صورت می گرفت که همراه با گرمتر شدن هوا به تن پوشهای کوتاهتر، رنگهای شادتر و پوشش بازتری روی می آوردند.
همزمان با تعطيل مدارس و روزهای فراغت دانش آموزان و دانشجويان، برخوردهای پليس همچنين در زمينه ارتباط دختران و پسران نيز شديدتر می شد.
مرتضی طلايی، فرمانده پليس تهران با تاکيد بر اينکه نيروی انتظامی برنامه های خود را در فصل بهار و تابستان "توسعه" خواهد داد، از برنامه های پليس در زمينه "تامين امنيت اخلاقی" خبر داد و گفت که جزئيات اين برنامه ها به زودی اعلام خواهد شد.
بنا بر تبصره ماده 638 قانون مجازات اسلامی، زنانی که بدون پوشش اسلامی يا "حجاب شرعی" در انظار عمومی ظاهر شوند به حبس از ده روز تا دو ماه و يا جريمه نقدی محکوم می شوند.
در حالی که "بد حجابی" و "بی حجابی" در قانون جرم تلقی می شود، اما تعريف دقيق و مدونی از آنچه "حجاب" ناميده شده و پوشش مناسب تلقی می شود، وجود ندارد.
بر اساس مقررات اسلامی در ايران، پوشش زنان بايد تمام بدنشان را به جز سر و دستها بپوشاند و نبايد چنان تنگ باشد که به بدن بچسبد و اندام را آشکار کند.
روحانيان و مقامات محافظه کار در ايران بارها چادر سياهی که از سر تا پنجه پا را بپوشاند به عنوان نمونه کامل اين پوشش اسلامی يا "حجاب" معرفی کرده اند.
با وجود اين، زنان ايرانی، به ويژه دختران جوان تهرانی، در طول سالهايی که از برقراری حکومت اسلامی و اجباری شدن "حجاب" در ايران می گذرد، اندک اندک اين قالب و پوشش را تغيير شکل داده اند و به جای چادر سنتی، به پوششهای متنوعتری روی آورده اند؛ شلوارهايی که تا ساق پا را می پوشاند، مانتوهای کوتاه و تنگ، روسری های روشن که روی سر عقب رفته و مقداری از مو را آشکار کرده اند.
پوشش زنان ايرانی بخصوص پس از انتخابات سال 1997 و روی کار آمدن دولت اصلاح طلب محمد خاتمی متنوع تر و آزادتر شده است تا جايی که خبرنگار خبرگزاری رويتر در تهران آن را يکی از قابل توجه ترين تاثيرات او می داند که مسئولان را ترغيب کرد تا اندکی از سختگيری های اجتماعی بکاهند.
اما بسياری از نهادهايی که بر رفتارهای اجتماعی (از جمله نوع پوشش) نظارت می کنند و به برخورد با متخلفان می پردازند در کنترل دولت خاتمی نبوده اند؛ سختگيری و ميزان برخوردی که از سوی اين نهادها، همچون دستگاه قضايی، پليس و نيروهای شبه نظامی يا بسيجی ها با زنان و دختران صورت می گيرد بر شيوه پوشش آنها تاثير می گذارد و هرگاه که بالا می گيرد، محافظه کاری و احتياط زنان و دختران را افزايش می دهد.
مخالفان دولت خاتمی و محافظه کاران اسلامگرا، بارها در سالهای اخير نسبت به حفظ "ارزشهای اسلامی" و "عفت عمومی" هشدار داده اند و از پوشش زنان به ويژه در شهرهای بزرگ ابراز نگرانی کرده اند. اين ابراز نگرانی ها معمولا پيشدرآمد موجی از برخوردهای شديد بوده است.
هشدارهای تازه فرمانده پليس تهران اما اين بار در شرايطی صورت می گيرد که ايران به استقبال نهمين انتخابات رياست جمهوری می رود و فرمانده پيشين نيروی انتظامی ايران، محمد باقر قاليباف نيز يکی از نامزدهای همين انتخابات است. محمد خاتمی و دولتش در ميانه فصل گرما، فصل رويارويی هميشگی پليس با دختران و زنانی که بدحجاب تلقی می شوند، به دوران هشت ساله خود پايان می دهند.
امیدوارم که این مطلبم بپسندین
یا حق![]()
